محمد جعفر بن محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني

تنبيه الغافلين 24

فضايح الصوفيه ( بضميمهء تنبيه الغافلين وايقاظ الراقدين ) ( فارسى )

الاوقات ، بل هو هالك ازلًا وابداً ، لايتصوّر الّا كذلك « 1 » » . وشاعر ايشان گويد : از نقطه چه حرفهاى بىحد كه نمود * وين‌طرفه‌كه غيرنقطه را نيست وجود انگشت ز حرف غير اگر بردارى * يك‌نقطه شود مركز پرگار شهود وايضاً گويد : در مذهب من چه سايه ونور يكيست * خاك ره فقرو تاج فغفور يكيست آنجا كه مقام پاك‌بازان باشد * دانم به يقين‌كه دار ومنصور يكيست وايضاً از مولوى رومى مشهور است اشعارىكه بعضى از آن ، اين دو بيت است كه مرقوم مىشود : هردم به لباس دگران يار برآمد * گه پيرو جوان شد هرلحظه به‌شكلى بت عيار بر آمد * دل برد ونهان شد نىنى كه همان بود كه مىآمد ومىرفت * درصورت و معنى

--> ( 1 ) - / يعنى : عارفان از حضيض مجاز به بلنداى حقيقت رسيده ومعراج خود را كامل كرده‌اند ، با مشاهدهء عيانى ديده‌اند كه چيزى در وجود غير از خدا نيست و همه چيز هالك است جز ذات‌مقدس او . نه اين‌كه همه در وقتى از اوقات به هلاكت مىرسند ، بلكه در ازل وابد هالك بوده‌اند ، وجز اين تصور نمىشود . ( مشكاةالانوار : 18 )